Thursday, September 22, 2005


حقیقت یا شک؟!!؟
در متن قبلی خود دیدم بعضی از بچه ها حرف هایی در باره ی نسبی بودن یا مطلق بودن حقیقت زدند.خب این بحث طولانیست.از زمان کانت و هایدگر که شک را وارد مباحث خود کردندو اساس و پایه لیبرالیسم مطرح شد ودکارت نیز در جواب اینها همان سخن معروف خود را زد که((من فکر میکنم پس هستم)) البته این سخن اشکالاتی نیز دارد که بو علی سینا آنرا به زیبایی مطرح و تصحیح کرد.
خب اینها مباحث فلسفی است که جا دارد در جای در فرصت مناسب تری به آن نیز بپردازیم.ولی من الان از سوی دیگر به این بحث، قصد دارم بپردازم. همان طور که میدانید خیلی ازما از گفتمان صحبت میکنیم ودوست داریم اختلاف نظر ها را با گفتمان برطرف کنیم.اما بر چه پای و اساسی؟بر پایه شک یا حقیقت؟.. اگر ما مبنای خود را در عقل بشر بر پایه ی شک بدانیم و درکیات را مطابق با واقعیت ندانیم،آیا فصل کشترکی برای گفتگو باقی میماند؟آیا آنجا که هیچ تفاهمی نباشد به گفتمان می انجامد یا به جدل و خشونت؟آیاآن وقتی که میگویند که حق ثابت نیست و در زمان های مختلف و در مکان های گوناگون قرائت های گوناگونی دارد آیا باز میشود به گفتگو پرداخت؟یا خیر؟ بله دوستان البته از نظر فلسفی میشود مطلق بودن حق را واینکه درکیات بدیهی و یا وحی آشکار منطبق بر واقعیت است ،اثبات کرد. اماحق ثابت است و یکسان وآن ما هستیم که گاه وبی گاه مسیرمان به خطا میرود وحق را آنطور که باید نمی بینیم.آری آن زمان که هرکس قرائت خود را منطبق بر حق بداند دیگر بجای گفتگوی تفکر ها ،گفتگوی تمدن ها مطرح میشود(آنهم نه فرهنگ بلکه تمدن،که ابهامات زیادی برای اانسان بوجود میاورد) جای گفتگو خشونت می نشیند.

10 Comments:

Anonymous ایلیا said...

سلام
باتوموافقم ولی طرحی که ارائه شدگفتگوی فرهنگ هاوتمدن هابود

7:34 AM  
Blogger اميرحسين خداپرست said...

ممنون!من هم خوشحال خواهم شد!متن رامی خوانم

8:13 AM  
Blogger اميرحسين خداپرست said...

فکر می کنم متن دقیقی نبود.هایدگر فاصله ی زمانی زیادی با کانت دارد.دکارت هم قبل از این دوتاست.ضمن اینکه هایدگر به هیچ وجه منادی لیبرالیسم نیست و ای بسا که فاشیست است!در ضمن من متوجه نشدم گفتگوی تمدن ها چگونه منجر به خشونت می شود

8:38 AM  
Blogger sootak said...

امیر جان
خوشحالم که متن مرا مطالعه کردی
البته همانطور که گفتم من قصدم بررسی این موضوع از لحاظ فلسفی نبودم ولی خب منظور من از جمله دکارت پاسخ به کانت نبود بلکه پاسخ به این طرز فکر بود در ضمن همانطور که میدانی هایدگر از نظریه پرداران همین به نظریه دکتر سروش یعنی قبض و بسط بود(که من نفهمیدم که شعر دزد داریم یا نظریه دزد!!)البته گفتم من قصدم بررسی موضوع از لحاظ فلسفی نیست

9:59 AM  
Blogger اميرحسين خداپرست said...

ببخشید ولی من نفهمیدم ربط قبض و بسط به هایدگر چی بود.تا آنجا که من می دانم قضیه برعکس است.یعنی طاعنان می گفتند تز سروش از کواین و پوپر گرفته شده که حالا کاری ندارم که گرفته شده یا نه.مهم حرف است نه اینکه از کجا آمده.بنابراین به نظرم زیاده روی کرده ای!قبض و بسط حداقل قد یک تز دکتری فلسفه ارزش دارد و این در مملکت ما کم چیزی نیست که اینجوری گفته ای نظریه دزدی است.نکته ی دیگر اینکه هایدگری های ایران سید احمد فردید و دور و بری هایش بوده اند و حکایت دشمنی های سروش و فردید هم اظهر من الشمس است.اساسا هایدگری که با هیتلر همکاری می کرد و عضو حزب نازی بود و می گفت دموکراسی مایه ی بدبختی غرب است چگونه به لیبرالیسم ربط داده شده من نفهمیدم.برای اطلاع بیشتر در مورد هایدگر و اینکه اصلا ربطی به قبض و بسط و این حرف ها ندارد ر.ک به فلاسفه بزرگ از بریان مگی از انتشارات خوارزمی.

12:03 PM  
Blogger اميرحسين خداپرست said...

سلام!اگر بحث هرمنوتیک مطرح باشد آراء سروش به گادامر نزدیک است نه هایدگر.و البته بیش از اینکه قبض و بسط هرمنوتیکی باشد با آراء کواین در فلسفه ی تحلیلی نزدیک است.هرچه باشد سروش فلسفه ی علم خوانده.در مجموع من همچنان با آن تعبیر نظریه دزدی مخالفم.ضمن اینکه وجدانا هرمنوتیک هایدگر کجا و بحث در نسبیت معرفت دینی و ترابط معارف کجا!!در مورد اصل بحث موافقم که گفتگو باید جایگزین خشونت شود ولی نمی دانم منظور از بدیهیات چیست!یا چگونه می شود از دل بدیهیات همه ی اندیشه هایمان را با واقعیت منطبق کنیم.بدیهیات چیز مشت پرکنی به ما نمی دهند.فکر می کنم نظر پوپر را (تقرب به حقیقت)بیشتر بپسندم.اثبات خیلی کار ساده ای نیست وگرنه آدم راحت بقیه را توجیه می کرد!

8:34 AM  
Anonymous ashkan said...

salam mikhastam khahesh konam weblogat ra be yeki az blogerhaye farsi montaghel koni chon khandanash besyar moshkel ast.
ya shayad agar az fonte digari estefade koni moshkel bartaraf shavad

10:31 PM  
Anonymous ashkan said...

salam mikhastam khahesh konam weblogat ra be yeki az blogerhaye farsi montaghel koni chon khandanash besyar moshkel ast.
ya shayad agar az fonte digari estefade koni moshkel bartaraf shavad

10:31 PM  
Anonymous HAJI said...

salamon alaikom
man nazare khasi dar morede in matn nadaram vali be ye nokteie bar khordam didam heife ke nagam!
((من الان از سوی دیگر به این بحث، قصد دارم بپردازم))
be nazare in haghir in jomle az heise nagareshi moshkel dare va nevisande mohtaram ehtemam bevarzand va sai konanad kamtar ghalate negareshi dashte bashand.
ba tashakor: HAJI

3:43 AM  
Anonymous sorna said...

سلام
مثل اینکه مطالعه زیادی می کنی.ازاینکه بایک دوستدارشریعتی آشناشدم خوشحالم

9:01 AM  

Post a Comment

<< Home





Powered by WebGozar